اگر که هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش
لحظه نبودن نیستن ها ، اگر منت می نهی بر کلام من ، با حترام سلامت می گویم کنند.کاش باران بعد از ظهرهایت، تو را به یاد اشکهای من بیندازد. نام تو را بر زبان می آورد. نیم نگاهی به روزهای تنهایی ام کن و لحظه های زرد و بی صدای مرا تو آبی و ترانه باران کن. زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع، درذهن بجز تو آفریدن ممنوع، غیر از تو ورود دیگران در قلبم، عمرا، ابدا، هیچ، اکیدا، ممنوع این ویرانه...روزی.... پناهگاهِ دلِ عاشقی بود که.... بگذریم.... اینجا....حالا...دیگر...فقط خرابه است... بساز و بنداز ها هم دیگر نگاهش....نمیکنند مي گويند : قسمت نيست حکمت است ؛ خدايا .... من معني قسمت و حکمت را نميدانم ، اما .... تو معني طاقت را مي داني مگه نه ... !!!؟؟ روزگاریســت که ؛ آدمــها فقط سقف مشــترک دارن ، نه زندگی مشــترک ... آدم ها همه می پندارند که زنده اند چراغ اش نوری دارد هنوز ...؟ عشق تو زیبا بود هیچ چیز جر مهربانی واژه هایت قوي ترين زن جهان هم که باشي باید بروم در خلوت سرخ تا بتوانم ترانه ی آگاهی بخوانم و خدا است تنها پناهم خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد. آدمهای ساده را دوست دارم. باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست .... تا بعد، بهتر می شود .... فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین ! خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی این روزگار و رسم اوست ! این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم ( ولی خیلی سخته نمیشه واسم دعا کن که بشه!!!) تنهایی آدمها یه دریا عمق داره ولی پر کردنش با یه لیوان محبت ممکنه... تولــــــــــــــــــــــــــــــدم مبارک
همین
کاش یاسهایی که برایت پرپر شدند و به سویت آمدند، دوست داشتنم را برایت آواز
هر پرنده سفر کرده ای از تو می خواند و هر غنچه ای که می شکفد
بگذار باز هم قاصدک ترانه های من در هوای دلتنگی تو پرواز کند.
مهربانی باران ، یادم کن در هر شبی که بی ستاره شد
نزدیک شدن به دورترین افکـــــار زنـــــی ،
که روزهـــــا " مـــــردانه " با زندگی می جنگد اما شب ها ،...
بالش اش از هق هق های " زنانه " خیـــــــس است !!!
جســــــــــارت می خواهد ؛
بگو دیوار های این خانه را بکوبند....
اي كاش ياد ميگرفتم
اگر در رابطه اي "حرمتم " زیر سوال رفت
برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم
و به طور احمقانه اي منتظر معجزه نمانم..
برای آنها تنها نشانه ی حیات
بخار نفس هایشان است ...
کسی از کسی نمی پرسد :
آهای فلانی ... !
گرم است یا نه ؟
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد!
امّا
شوخی بود!
تو بی تقصیری !
خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس می دهم. . .!
تمام این تنهایی
تاوان «جدّی گرفتن آن شوخی» است
♥
میان لهجه ی مبهم صدایت
نیازهای زنانه ام را قلقلک نخواهد داد.
فریاد بزن مردِ من،
اینبار تو سر بده آواز دوستت دارم را
♥
وقت هايي هست
که دستي بايد لمست کند
تني تنت را داغ کند.و لبي طعم لبت را بچشد
مستقل ترين زن جهان هم که باشي وقت هايي هست
... که دلت پر ميزند براي کسي که برسد و بخواهد که آرام رانندگي کني
و شام ات را نخورده روي ميز نگذاري و بروي...
مسافرترين زن دنيا هم دست خطي مي خواهد که بنويسد برايش...
" زود برگرد "...
طاقت دوري ات را ندارم
همان ها که بدی هیچ کس را باور
ندارند.
همان ها که برای همه لبخند دارند
همان ها که همیشه هستند،
برای همه هستند.
آدمهای ساده را
باید مثل یک تابلوی نقاشی
ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است.
بسکه هر کسی از راه می رسد
یا ازشان سوءاستفاده می کند یا
زمینشان میزند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد.
آدم های ساده را دوست دارم.
بوی ناب
“آدم” می دهند...
| Design By : Night Melody |


